مجله آشپزی شکمو


» داستان کوتاه آموزنده

داستان کوتاه آموزنده

با چرخ دستی اش در خیابان می چرخید و داد می زد: دمپایی کهنه...

وقتی از کنار عده ای جوان که کنار خیابان ایستاده بودند گذشت، عرق روی پیشانیش نشست.

قدمهایش را تند کرد و از نگاهشان گریخت.

با خودش فکر کرد که: تا چند سال دیگر وضعم همین است؟

به بانک رسید، در آنجا چند هزار تومان پس انداز داشت. نگاهی به اسامی برندگان انداخت، باورکردنی نبود. برنده یک ماشین مدل بالا شده بود.


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مصباح ترمز   |   خرید آنتی ویروس   |   خرید کتراک   |   مجله آشپزی   |   آزمون نظام مهندسی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   بلاگسازان   |   وکیل حقوقی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   لینک پرومکس   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   خرید گونی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ ارتقاء سریع سایت در گوگل با ❌بک لینک قوی❌ مشاهده