فروش مودم فیبر نوری

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

» داستان کوتاه آموزنده8

داستان کوتاه آموزنده8

فرعون پادشاه مصر ادعای خدایی می کرد.

روزی مردی نزد او آمد و در حضور همه خوشه انگوری به او داد و گفت: اگر تو خدا هستی پس این خوشه را تبدیل به طلا کن.

فرعون یک روز از او فرصت گرفت.

شب هنگام در این اندیشه بود که چه چاره ای بیندیشد و همچنان عاجز مانده بود که ناگهان کسی درب خوابگاهش را به صدا در آورد.

فرعون پرسید کیستی؟

ناگهان دید که شیطان وارد شد.

شیطان گفت: خاک بر سر خدایی که نمی داند پشت در کیست. سپس وردی بر خوشه انگور خواند و خوشه انگور طلا شد!

بعد خطاب به فرعون گفت: من با این همه توانایی لیاقت بندگی خدا را نداشتم آنوقت تو با این همه حقارت ادعای خدایی می کنی؟

پس شیطان عازم رفتن شد که فرعون گفت: چرا انسان را سجده نکردی تا از درگاه خدا رانده شدی؟

شیطان پاسخ داد: زیرا می دانستم که از نسل او همانند تو به وجود می آید.


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   وکیل حقوقی   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید آنتی ویروس   |   آزمون نظام مهندسی   |   خرید گونی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   لینک پرومکس   |   مصباح ترمز   |   بلاگسازان  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ تبلیغات افزایش بازدید و افزایش فروش در ارم بلاگ مشاهده