فروش مودم فیبر نوری


» داستان کوتاه آموزنده

داستان کوتاه آموزنده

حکایت می‌کنند که روزی مردی ثروتمند سبدی بزرگ را پر از گردو کرد، آن را پشت اسب گذاشت و وارد بازار دهکده شد. سپس سبد را روی زمین گذاشت و به مردم گفت: این سبد گردو را هدیه می‌دهم به مردم این دهکده، فقط در صف بایستید و هر کدام یک گردو بردارید. به اندازه تعداد اهالی، گردو در این سبد است و به همه می‌رسد.

مرد ثروتمند این را گفت و رفت. مردم دهکده پشت سر هم به صف ایستادند و یکی‌یکی از داخل سبد گردو برداشتند. پسربچه باهوشی هم در صف ایستاد. اما وقتی نوبتش رسید، در کنار سبد ایستاد و نوبتش را به نفر بعدی داد.

به این ترتیب هر کسی یک گردو برمی‌داشت و پی کار خود می‌رفت. مردی که خیلی احساس زرنگی می‌کرد با خود گفت: نوبت من که رسید دو تا گردو برمی‌دارم و فرار می‌کنم. در نتیجه به این پسر باهوش چیزی نمی‌رسد.

او چنین کرد و دو گردو برداشت و در لابه‌لای جمعیت گم شد.

سرانجام وقتی همه گردوهایشان را گرفتند و رفتند، پسرک با لبخند سبد را از روی زمین برداشت و بر دوش خود گذاشت و گفت: من از همان اول گردو نمی‌خواستم. این سبد ارزشی بسیار بیشتر از همه گردوها دارد.

این را گفت و با خوشحالی راهی منزل خود شد.

معنی عدد 444 – نماد یک برنده! مطلب مرتبط معنی عدد 444 – نماد یک برنده!


فرم ارسال نظر


مطالب پیشنهادی از سراسر وب




  مصباح ترمز   |   ایکس بادی تهرانپارس   |   مجله آشپزی   |   خرید کتراک   |   تعبیر خواب   |   فروش تجهیزات ویپ   |   خرید گونی   |   آموزش تصویری حرکات بدنسازی   |   خدمات گرافیک و طراحی سایت   |   بلاگسازان   |   خرید آنتی ویروس   |   آزمون نظام مهندسی   |   لینک پرومکس   |   وکیل حقوقی  


آخرین مطالب این وبلاگ

آخرین مطالب مجله


دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ دیگه نگو شام چی بپزم !! ○مجله آشپزی شکمو○ مشاهده